محمد مهدى ملايرى

290

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

به آن را از نظر علمى و ادبى ضرورى مىسازد شرح دهيم ، و خوشوقتيم كه اين كار به نتيجه‌هاى نيكى هم رسيد . از جملهء اقداماتى كه در اين زمينه صورت گرفت يكى هم تشكيل دو جلسهء مصاحبهء تلويزيونى به وسيلهء چند تن از استادان و ادباى معروف بود كه از مدير اين مجله هم براى شركت در آن دعوت شد تا در آن جلسات فعاليت‌هاى علمى اين كرسى و روابط ادبى و فرهنگى دو زبان فارسى و عربى و هم‌چنين نظريهء ضرورت تعليم زبان و ادب فارسى در رشته‌هاى ادبى دانشگاههاى عربى مورد گفت‌وگو قرار گيرد . اين دو مصاحبه يكى در تاريخ 28 - 12 - 64 م . و ديگرى در تاريخ 24 - 3 - 66 م . در برنامهء مخصوص تلويزيون لبنان به عنوان « با متفكران » كه به وسيلهء چند تن از استادان و اهل ادب اداره مىشود تشكيل گرديد ، و چون متضمن مطالبى اساسى دربارهء مسايل مورد گفت‌وگو و همچنين اصولى است كه در زمينهء روابط ادبى دو زبان بايد مورد توجه قرار گيرد ، خلاصهء هردو مصاحبه را در اين‌جا درج مىنماييم . مقدمهء استاد فؤاد البوبو دانشيار دانشگاه لبنان و مدير برنامه : خانم‌ها و آقايان ! ادبيات عربى و هرادبيات ديگرى در واقع آميخته‌اى است از آداب مختلفى كه همه در يك قالب ريخته شده و آن قالب زبانى است كه وسيلهء تعبير و بيان آن قرار مىگيرد . آشنايى با سرچشمه‌ها و همچنين عوامل خارجى كه در ادبيات يك زبان تأثير كرده براى كسانىكه بخواهند در آن ادبيات تحقيق كنند و متون آن را بفهمند و انديشه‌ها و نمونه‌هايى را كه در آن وارد شده به خوبى دريابند كمال ضرورت را دارد . اين مطلب در كتابهايى هم كه از ادباى قديم به جاى مانده مانند كتاب ابن النديم يا كتاب الحيوان جاحظ و ديگران نيز ذكر گرديده است . جاحظ در كتاب الحيوان گويد : « كتابهاى هند به عربى ترجمه شد و حكمت يونان نيز به اين زبان نقل گرديد و ادبيات ايرانيان نيز به آن برگردانده شد » . در اين‌جا اجازه مىخواهم كه قدرى در اين عبارت اخير